کد خبر :893 |  زمان مخابره:  ۱۳۸۹/۸/۱۱  ۲۱:۱۱
حاشيه نشيني و پيامدهاي آن در جامعه

به گزارش شبکه خبري کرج ، حاشيه نشيني مساله و عارضه اي شهري است و منشاء عمده بزهکاري و جرم مي باشد.

بنابراين ، اصطلاح حاشيه نشيني يا زاغه نشيني در کشورهاي در حال توسعه به محلات فقير نشيني اطلاق مي‌شود که در اطراف شهرهاي بزرگ به وجود آمده و ساکنين اين مناطق به علل گوناگون نتوانسته‌اند جذب نظام اقتصادي- اجتماعي شهر شده تا از امکانات و خدمات شهري استفاده نمايند.

حاشيه نشين به کسي گفته مي‌شود که در شهر سکونت دارد ولي به علل گوناگون نتوانسته است جذب نظام اقتصادي شهر شود و از خدمات شهري استفاده کند . حاشيه نشينان بيشتر افراد مهاجر و روستايي و عشاير و کمتر شهري (از شهرهاي ديگر يا خود شهر) هستند که اغلب فاقد مهارت لازم شهري و بعضا غيرماهرند . اين افراد بيشتر به علت عوامل رانش زادگاه خود ، افزايش بي رويه جمعيت، توزيع نامتناسب و امکانات در سطح کشور ، از سوي ديگر پديده هاي طبيعي مانند سيل، خشکسالي، سرمازدگي محصولات کشاورزي، آفات دامي و به دليل عوامل جاذب شهري ، زادگاه خود را ترک کرده و به شهرها روي مي آورند .

آنها به دليل عدم تطبيق با محيط شهري از يک سو و بر اثر عوامل پس ران شهري از سوي ديگر از محيط شهري پس زده مي شوند و به تدريج در کانونهاي به هم پيوسته و يا جدا از يکديگر در قسمت هايي از شهر سکني مي گزينند.

حاشيه نشيني عبارت است از وضع زندگي تمام کساني که در جامعه شهري ساکنند ولي از نظر درآمد، بهره‌گيري از امکانات و خدمات در شرايط نامطلوبي به سر مي‌برند. در واقع به کليه‌ي کساني که از حالت توليدي گذشته خود بيرون آمده و به صورت مازاد نيروي انساني در حاشيه شهرها سکني مي‌گزينند، اطلاق مي شود .

حاشيه نشيني ، فرهنگ مخصوص به خود دارد و اين فرهنگ يک شيوه‌ي زندگي است. فرهنگ حاشيه نشيني بازتاب شيوه زندگي طبقات پايين اجتماع است که معمولاً فرهنگ فقر شناخته مي‌شود. تقريبا اکثر کشورهاي جهان اعم از پيشرفته يا عقب نگه داشته شده ، دوره هايي از حاشيه نشيني را در شهرهاي خود تجربه کرده‌اند اما مشکل اصلي در کشورهاي جهان سوم و در حال توسعه نهفته است.

* پيامدها :

1ـ سيماي نامطلوب :

عمده ترين نماد جهاني حاشيه نشيني ، سيماي نامطلوب آن است که احساس و وجدان و ديدگان آدمي را مي آزارد ، ساختمانها تخريب شده و فرسوده شده مي باشند، گذرگاه ها و معابر پرپيچ ‌ وخم و کم عرض بوده و معمولا راه دسترسي خودروهاي امداد اعم از آتش‌نشاني ، اورژانس و پليس در مواقع بروز حوادث و خطرات وجود ندارد .

2ـ پائين بودن سطح بهداشت عمومي و سلامتي :

حاشيه نشين ها فاقد بهداشت عمومي و خصوصي در حد و اندازه استانداردهاي جهاني و حتي ملي هستند و اقدام عليه بهداشت عمومي و محيط زيست در چنين مناطقي شايع است . انباشت زباله ها و عدم جمع آوري آنها، جريان فاضلاب منازل در کوچه ها و عدم دفع بهداشتي آن، آلودگي هاي صوتي و آلودگي هوا و غيره در اين محلات مشهود است .

3ـ فقدان شغل رسمي و در آمد کافي :

اکثر خانواده هاي حاشيه نشيني شغل رسمي براي تامين معاش خود ندارند و چون اين افراد عموما فاقد مهارت و تخصص و سرمايه گذاري مي باشند به مشاغل کاذب و بعضا مجرمانه مثل دست فروشي ، کوپن فروشي ، تکدي گري ، زباله دزدي ، خريد و فروش مواد مخدر و مشروبات الکلي روي مي آورند . بر حسب آمارهاي موجود حدود 20 در صد افراد اين مناطق فاقد شغل مي باشند .

4ـ وجود خرده فرهنگ هاي خاص مناطق کوچک :

در مناطق حاشيه نشين ، خرده فرهنگهاي خاص مناطق کوچک هر يک از خانوارها که قبلا ساکن آن بودند مشاهده مي شود و اجتماعاتي communities در دل جامعه society رخ عيان مي کند.

اين فرهنگها بسيار دير جذب فرهنگ هاي شهري مي شوند و اين امر و نيز فقر فرهنگي افراد امکان نفوذ از نظر فرهنگي و اجتماعي را در آنها براي اجراي برنامه هاي مختلف اجتماعي ، چون بهداشت و تنظيم خانواده و غيره مشکل مي کند . خصايص کنش روستايي که سنخيتي با زيست شهر ندارد، به شاکله عقيدتي زيست شهري مبدل مي‌شود.

5ـ تراکم جمعيت :

ترکيب سني جمعيت در اين مناطق نشان مي دهد که علي رغم جوان بودن بيشتر رؤساي خانواده ها بعد خانواده وسيع است.متوسط تعداد جمعيت هر خانوار حدود5/4در صد مي‌باشد که با در نظر گرفتن مساحت کم منازل موجود در مناطق حاشيه نشيني به تراکم بيش از حد جمعيت در اين مناطق پي خواهيم برد .

6ـ فقدان يا کم بودن امکانات آموزشي و رفاهي و پائين بودن سطح سواد و تحصيلات :

در حاشيه شهرها ، آموزش و پرورش به بدوي‌ترين شکل ممکن رواج دارد، به اين معنا اين نقاط جداي از آنکه باعث کم سواد شدن شده است، موجب گرديده که تا فرآيند جامعه پذيري socialization، درميان کودکان و نوجوانان حاشيه‌نشين فرآيندي ناقص و عقيم باشد نقصاني که در رشد بالاي انحرافات اجتماعي نمود مي يابد.

7ـ اعتياد :

از عوامل گرايش به اعتياد ، فقر ، بيکاري ، فقدان برنامه صحيح جهت پر کردن اوقات فراغت ، نابرابريهاي اقتصادي و اجتماعي و در دسترس بودن مواد مخدر را مي توان نام برد . معمولا در مناطق حاشيه نشين بسياري از اين عوامل قابل رؤيت است و بدان جهت اعتياد به مواد مخدر در بين جوانان اين مناطق و همچنين خريد و فروش مواد افيوني روز به روز افزايش مي‌يابد.

8 ـ منبع و مرکز انحرافات و کجرويهاي اجتماعي :

مارشال کلينارد مي گويد : حاشيه نشيني مساله و عارضه اي شهري است و منشاء عمده بزهکاري و جرم مي باشد.

آسيب‌هاي اجتماعي، سهم بالايي از وقوع جرم و جرائم در کشور به حاشيه نشينان اختصاص يافته است، به دليل عدم تطابق هنجاري و نائل نشدن به يک شناخت اجتماعي social cognation حاشيه نشنيان و همچنين سطح نازل معيشت اقتصادي اين طبقه اجتماعي، social class يک نوع انحرافات نهادينه شده در کنش آنها به چشم مي‌خورد، قاچاق مواد مخدر و جنايت‌هاي مبتني بر هيچ انگاري ارزش‌هاي اجتماعي از موارد قابل ذکر هستند.

فقر و ناتواني يا عدم تمايل بازار رسمي اقتصاد شهر ، به جذب حاشيه نشينان ، آنان را به بازار فعاليتهاي غير رسمي مي کشاند . بازاري که بخشي از محصولات آن در زمره امور ممنوع و بزهکارانه مثل مواد مخدر ، دزدي ، فحشاء هستند . کمبود يا فقدان مراکز تامين خدمات امنيتي و انظباتي مانند پاسگاه ها و کلانتري ها در اين مناطق آنها را بدل به مراکز امن و خالي از نظر براي افراد و گروههايي کرده است که به شيوه هاي بزهکارانه ارتزاق مي نمايند .

9- آشوب هاي اجتماعي:

حاشيه نشيني جايگاهي در امنيت ملي نيز دارد . افراد سنين جوان با توجه به احساس محروميت نسبي و عدم توانايي ارضاي نيازهاي خود به صورت بالقوه به ناراضي هايي تبديل مي شوند که ممکن است با وقوع هر حادثه اي يا با سازماندهي شدن به وسيله اراذل و اوباش به برهم زدن امنيت عمومي و اخلال دست بزنند. اين مسئله محدود به ايران نيست و حتي شورش هاي فرانسه در سال 2005 و 2007 نيز به نوعي متاثر از اين مسئله بود. به ويژه وقتي اين اراذل از يک قوميت خاص يا يک مذهب خاص باشند. بعضي از تحليل گران حاضر در فرانسه به صورت نمونه احساس هويت ديني و آژارتايد مذهبي در فرانسه را از عوامل دامن زده شدن به احساس محروميت نسبي و به تبع آن نارضايتي در فرانسه مي نامند.

10- پيامدهاي اجتماعي:

هويت قومي، پايبندي به سنت ها، فقدان تخصص، بي سوادي و کم سوادي، درآمد پايين و به خصوص فرهنگ مستقل حاشيه نشيني، منشا و محل تجمع کودکان فراري، کودکان خياباني و کارتن ‌خواب‌ها، گروه گرايي و قوم گرايي شديد و همکاري با هم در فرار از قانون و عدم همکاري با مامورين انتظامي و مامورين دولت است .

11- پيامدهاي فرهنگي :

‏فرهنگ قانون گريزي، ضعف در تعلق به هويت شهري، واگرايي شديد نسبت به قوانين شهري، انزواطلبي، احساس غريبه بودن و بيگانگي، اختلال در هويت (اين پديده را براي اولين بار در جهان غرب روبروت ا.سي.پارک آمريکايي از سردمداران جامعه شناسي شيکاگو، شاگرد جرج زيمل و نيز ايورت استونگويست، شاگرد پارک تحت عنوان مهاجرت انساني و منازل حاشيه نشين مورد مطالعه قرار دادند) .

از نظر آنها، انسان حاشيه نشين شخصيتي است که از حاصل برخورد يا پيوند دو نظام فرهنگي متفاوت و احياناً متخاصم ظهور مي يابد. بنظر آنها او آشناي بيگانه اي است که نسبت به دو نظام فرهنگي احساس بستگي و تعلق دارد ولي در عين حال خود را نسبت به هيچکدام کاملاً متعلق و متمايل نمي داند.

12- مسکن غير قابل اطمينان در قبال حوادث طبيعي:

بسياري از افراد در اين مناطق، خانه سازي بر اساس اصول استاندارد ندارند و لذا اکثر اين خانه ها در قبال حوادث طبيعي مانند زلزله و توفان هيچ مصونيتي ايجاد نمي کنند. شهرک هاي اين مناطق با مواد و مصالح کم دوام و برخي جاها زاغه نشيني است. همچنين ساخت و ساز در ابعاد کوچک و غيراستاندارد است .

13- پيامدهاي روانشناختي:

پريشاني، بي هويتي (نداشتن هويت مي‌تواند به نوعي افراد را نسبت به پيرامون خود بي‌توجه کند و براي کسب آن و دست يابي به يک پايگاه اجتماعي که از طريق آن خود را به اجتماع شهر نشيني نزديک کند دست به هر کاري که آنان را از نظر مالي تامين کند، مي‌زنند.)

14- پيامدهاي مديريت شهري:

درجه بالاي ريسک بي‌ثباتي محيط کسب و کار براي مديران، تحميل هزينه هاي پيش بيني نشده و سنگين بر مديريت شهري، تحميل تغييرات ناخواسته در برنامه ريزي هاي کلان

*‏راهکارها :

1. نظارت بيشتر دستگاه قضايي بر فعل و انفعالات درون شهري و برون شهري براي کنترل بي نظمي هاي اجتماعي و تصرف اراضي

2. ايجاد محدوديت در ادامه روند حاشيه نشيني از طريق جلوگيري از ورود تازه واردان به شهرهاي منطقه‏اي و کلان شهرها، از طريق راه حل‏هاي قانوني

3. - توجه ويژه به فقرزدايي و توانمندسازي مناطق حاشيه نشين و گسترش عدالت اجتماعي در اين مناطق

4. ضرورت ايجاد تعادل بين عرضه و تقاضا

5. در استراتژي هاي درازمدت قيمت و رانت زمين شهري در کلانشهرهاي کشور بايد کنترل شود

6. بايد نهاد مشخص متولي مسئله شهر نشيني معلوم شود و نقش همه نهادها در اين مسئله به طور عيني معين شود. به ويژه در مورد حاشيه نشين هاي خارج حريم شهري

7. بازنگري طرحهاي جامع و تفصيلي شهري، به منظور پيش بيني فضاهاي مناسب براي توليد مسکن کوچک، مقاوم و ارزان قيمت براي زوجهاي جوان، خانواده هاي کم درآمد و...

8 . بهبود شرايط زندگي از طريق ارائه‏ي خدمات اساسي مانند: آب، برق، گاز، سيستم دفع فاضلاب، مدرسه و همچنين اصلاح معابر، پرکردن گودال‏ها و ....

*منابع :

1- سرطان اجتماعي فساد ، فرامرز رفيع پور، ‏شرکت سهامي انتشار، چاپ اول 1386‏

2- چالش حاشيه نشيني و مديريت شهري، تدبير سال پانزدهم،

3- حاشيه نشيني، مهدي دهقان، مقاله برنامه ريزي اشهري درس جغرافياي شهري

انتهاي خبر //  شبکه خبری کرج  ::::  کد خبر 893

کليد واژه ها :
استان البرز / کرج,حاشيه نشيني,پيامدهاي آن در جامعه,

 
 
 
 
 
نام و نام خانوادگی:
 
پست الکترونیک:
   
نظر شما:
 

 
کليه حقوق اين سايت متعلق به شبکه خبري کرج مي باشدواستفاده از مطالب باذکر منبع بلامانع است.
هايپر مديا مرکز جامع خدمات رسانه ها / نگارش اطلاع رساني