کد خبر :765 |  زمان مخابره:  ۱۳۸۹/۷/۲۱  ۲۲:۳۰
اداره مشارکت اجتماعی استان تهران
بررسی دلایل رشد عرفانهای کاذب در جهان و ایران

به گزارش شبکه خبری کرج ، درجهان معاصر بعد از وقفه ای نسبتاً طولانی که درجهان غرب نسبت به معنویت رخ داد هم اینک ما شاهد گرایش زیاد مردم به معنویت هستیم ، ازجمله شواهد این گرایش را می توان به آثار معنوی خلق شده دراین اشاره کرد.

در دهه های اخیر شاهد رشد فرقه های عرفانی در سطح جهان بوده ایم که کشور ما نیز تحت تاثیر آنها قرارگرفته است . عواملی همچون رشد ارتباطات و اطلاعات ، سرخوردگی از عقلانیت مدرن ، شکست نظامهای مادی ، فراغت بیشتر، تنوع طلبی ، برنامه های نظامی و اطلاعاتی ، افزایش تحیر بشر و غیره ... برایجاد گرایش به عرفانهای نوظهور افزوده است .

دراین عرفانها الزاما نزدیکی و محبت خداوند هدف اصلی نبوده است و اهدافی مانند عشق، شادی ، آرامش جای آن را گرفته است ، با این حال عواملی مانند: ترویج تکثر گرایی دینی ، مرید پروری ، معرفی عشق به عنوان هدف ، توجه به درون و اخلاق ، توجه به مسائل جنسی ویژگیهای کم و بیش مشترک میان آنهاست که مجموعه این مباحث مورد توجه و اهتمام نگارنده دراین نوشتار بوده که در مقام تبیین و تفصیل آن بر آمده است. اینک با هم آن را از نظر می گذرانیم.
الف - معناشناسی

عرفان :
واژه عرفان و معرفت از نظر لغوی به معنای «شناختن» می باشد ، اما در اصطلاح متفاوتند. (معرفت) هر نوع شناختی را شامل است ، اما (عرفان) شناخت ویژه ای است که از راه شهود درونی و دریافت باطنی حاصل می شود.

شناخت های شهودی فراوانند ، اما همگی عرفان نیستند. عرفان عبارت است از : «شناخت شهودی و باطنی خدای متعال، اسماء، صفات و افعال او» شناخت عرفانی با شناخت عقلی متفاوت است ، شناخت عرفانی از سنخ مفاهیم و الفاظ و صورت های ذهنی نیست بلکه از سنخ یافتن و دریافتن است .

معنویت :

اصطلاح دیگر که در دهه های اخیر رواج پیدا کرده است اصطلاح معنویت است. برخی نویسندگان عصر جدید را عصر معنویت نامیده اند. اما منظور از معنویت چیست؟ شاید نتوان معنای شخصی از معنویت ارائه داد. اما آنچه که به طور قطع دراین باره می توان گفت این است که غربیها با تکیه بر مبانی سکولاریستی و اومانیستی به دنبال پاسخگویی به نیازهای معنوی انسان هستند . به همین دلیل معنویتی که درغرب درحال شکل گیری است عموما از نوع معنویت سکولار و متناسب با جهان بینی و ایدئولوژی لیبرالیستی است.

معنویت گراهای جدید ، لازمه معنویت را اعتقاد به خدا نمی دانند چه برسد به دین.

براساس این تلقی از معنویت است که حتی شیطان پرستی و جن گیری هم در زمره آیین های معنوی شمرده می شود ، برخی از نویسندگان داخلی نیز چنین ادعا کرده اند که زندگی معنوی ، لزوما به معنای تعلق به یکی از ادیان نهادینه و تاریخی نیست ، بلکه به معنای داشتن نگرشی به عالم و آدم است که به انسان آرامش، شادی و امید بدهد.

علل روی آوری بشر جدید به معنویت و عرفان درجهان :

درجهان معاصر بعد از وقفه ای نسبتاً طولانی که درجهان غرب نسبت به معنویت رخ داد هم اینک ما شاهد علاقه وگرایش زیاد مردم به معنویت هستیم ، ازجمله شواهد این گرایش را می توان به آثار معنوی (فیلم، کارتون، کتاب، رمان، و موسیقی و...) خلق شده دراین زمینه و گرایش وسیع مردم به آنها اشاره کرد.

1- سرخوردگی از عقلانیت و علم مدرن :

بشر گمان کرد که علم جدید حلال همه مشکلات و دغدغه های اوست و آینده درخشانی درانتظار اومی باشد، نمونه این اندیشه ها را می توان در اندیشه های اشخاصی چون اگوست کنت که به دنبال جهانی اثباتی و علمی درآینده درخشان بشر بود دید .

این اندیشه ها تا جایی پیش رفت که «کنت» هرگونه تلاشی خارج از چهارچوب علم تجربی را تحقیر کرد و خرافه دانست و علم را منحصرا درچارچوب علم و عقل مدرن تعریف کرد و ماوراء ماده را انکار کرد ، او نه تنها مفاهیم مابعدالطبیعی بلکه مفاهیم اخلاقی را نیزمفاهیمی غیر علمی و در نتیجه بی معنا تلقی می کرد.

2- اثبات نادرستی فلسفه های معنویت ستیز :
درجهان مدرن فلسفه های جدید در معنا دهی و نظم بخشی به جهان مدرن دچار بحران و ناکارآمدی شدند و عدم کارایی خود را به اثبات رساندند. به عنوان نمونه امکان ایجاد جامعه ای اخلاقی با احترام متقابل و بیان فلسفه اخلاق در این فلسفه مدرن با شکست روبرو رشد و جنگ ها و ظلم ها به گونه ای دیگر نمود پیدا کرد.

3- شکست نظام های معنویت ستیز :

علاوه بر فلسفه های معنویت ستیز ، نظام های برآمده از آن نیز با شکست روبه رو شدند، مانند شکست کمونیسم و مارکسیسم که یکی از شاخصه های آن معنویت ستیزی و دین گریزی بود. نهایتا این نظام از دهه هشتاد قرن بیستم به طور رسمی ناکارآمدی و در نتیجه مرگ خود را اعلام کرد. افزون بر این، درکشورهایی که هنوز به طور رسمی این نظام حاکمیت دارند، همچون چین و کوبا، دیگر آن مخالفت های شدید وخشن با دین و معرفت دیده نمی شود ، بلکه به گونه ای می کوشند، تا نوعی معنویت هم سنخ با ماده گرایی را رواج دهند. به همین دلیل با معنویت های بودایی و هندی وسرخ پوستی و معنویت سکولار ، نه تنها مخالفت نمی کنند که خود به ترویج چنین و معرفت هایی دست می زنند.

4- تبلیغات گسترده گروههای معنویت گرا :

گروه های مختلف معنویت گرا درگوشه و کنار جهان وبا استفاده از رسانه هایی چون ماهواره ، اینترنت و... غیره دست به تبلیغ می زنند ، مسیحیت، ادیان بودایی و معنوی وگروههای معنویت گرای آفریقایی و آمریکایی و غیره ... مشغول تبلیغات گسترده هستند و رسانه های نوظهور با بالاتر رفتن سطح سواد مردم و افزایش امکانات ارتباطی ، امکان بیشتری را برای تبلیغات فراهم کرده اند .

5- برنامه های نظامی و اطلاعاتی :

یکی دیگر ازعلل و عوامل دامن زدن به برخی از نحله های عرفانی و معنوی، سوء استفاده های اطلاعاتی ونظامی مراکز بزرگ استکباری از قدرت های روحی است . در ذیل به دو نکته دراین زمینه اشاره می شود:
الف) سوابق نظامی برخی ازگروه های عرفانی ومعنوی :
با توجه به سوابق نظامی رهبران برخی از آیین های به اصطلاح معنوی بعید نیست سازمان های اطلاعاتی و جاسوسی آمریکا و کشورهای غربی در ورای گسترش برخی از فعالیت های به اصطلاح معنوی باشند.


ب) امیدواری نسبت به کشف سلاح های سایکوترونیک :

چند دهه است که سرویس های اطلاعاتی و جاسوسی شوروی سابق و ایالات متحده آمریکا و برخی دیگر از کشورها به مطالعاتی درباره سلاح سایکوترونیک (سلاح های رواناالکترونیکی، سلاح هایی که از راه دور به هدف مورد نظر تاثیر می گذارد و موجب اختلال عملکرد یا نابودی آن می شوند روی آورده اند.

6- فطری بودن بحث پرستش درانسان :

یکی از اساسی ترین عوامل در مورد افزایش دین های نوظهور فطری بودن بحث پرستش در نهاد انسا ن هاست که در شرایط مختلف اجتماعی سعی درجهت راهی برای ارضای این نیاز پیدا می کند ، حال ممکن است این پرستش و سرسپردگی به صورت صادق یاکاذب درمورد دین و یا شخص خاصی جلوه کند.
7- عدم معرفی شدن دین های کهن به صورت به روز و متناسب با شرایط جدید :
با تغییرات شگرفی که در بعد از رنسانس و جهان مدرن معاصر اتفاق افتاده ، عدم معرفی دین های کهن به صورت به روز باعث گرایش به ادیان نوظهور گشته است، تا شاید عطش حقیقت خواهی خود را از جایی دیگر سیراب کنند ، حتی اگر این تلاش سرابی بیش نباشد و چشمه حیات درپشت لایه هایی از غبار پنهان باشد .

8- افزایش تحیر بشر :

با افزایش سطح ارتباطات و آگاهی عمومی ، تحیر بشر درباره جهان نیز بیشتر شده است ، زیرا با سؤالاتی روبه رو می شود که جواب آنها را با علم مرسوم نمی تواند بیابد، مثلا پیش گویی هایی که به حقیقت مبدل می شود ، کرامات و خرق عادت هایی را که از سوی رسانه های گوناگون مشاهده می شود و این تحیر ، موتور محرکه فرد برای دستیابی به آن و یا حداقل آگاهی از علل آن است و دراین سطح ارتباطات دیگر به راحتی نمی توان ماوراء ماده را انکار کرد و آن را به خرافات و توهمات نسبت داد.
9- ترس از آینده :
روند پیشرفته بشر در دو سه قرن اخیر و رشد روزافزون عقلانیت و ماشینیزاسیون و به دست آوردن قدرت فزاینده در دست سیاستمداران بدون تعهد ، باعث ترس بشر از آینده پیش روست که نمونه آن را در فیلم های هالیوودی که در آن بشر درتسلط ربات ها یا افراد قدرت طلب و سودپرست قرار می گیرد ، می توان دید.

ترس از جنگ اتمی ، ترس از نابودی محیط زیست ، ترس از مسخ انسانها توسط ابزارهایی به صورت ناخودآگاه ، همه از ترس هایی است که بشر را به سمت معنویت سوق می دهد.

10- افزایش فراغت :

بشر در جهان مدرن غرب دیگر از آن تلاش هایی که فقط برای زندگی در قرن اخیر بیشتر با آن سروکار داشت رها شده است و اکنون زمان بیشتری دارد که به اموری غیرمادی با دقت بیشتر بنگرد.
با توجه به آمار ساعات کار و افزایش حقوق و مزایا و بیمه و غیره انسان جدید غربی راحتی و رفاه بیشتر و اوقات فراغت بیشتری دارد تا به اموری مانند دین به صورت اساسی تر بیاندیشد.

البته با افزایش رشد تکنولوژی ممکن است این آمار بهتر هم بشود. اما آیا این راحتی مادی بشر برای تسکین آلام اساسی انسان کافی است؟ پاسخ خیر است و انسان مرفه که از گردش و راحتی مادی خسته شده دنبال حقیقتی است تا او را سیراب کند.

11- افزایش تنوع طلبی :

یکی از ارزش هایی که در جهان مدرن تبلیغ می شود تنوع خواهی است . تنوع صنایع غرب و عدم رسیدن انسان به قناعت و زیاده خواهی و تنوع طلبی موجب خرید بیشتر آنها می شود. حال اگر این تنوع تحریک شده ازسوی رسانه ها و کارخانه ها و... با ابزار مادی ارضا نشود ، جواب خود را سعی می کند در ماوراء ماده بگیرد و روح جستجوگر و تنوع طلب خود را در ماوراء و تجربه کردن معنویت ها و عرفانی های گوناگون ارضاء کند.

12- بی عدالتی جهان :

جهان جدید بسیار ناعادلانه تر به نظر می رسد تا گذشته و درحالی که بسیاری از مردم جهان در فقر به سرمی برند و دچار سوء تغذیه هستند ، کشورهای غربی دچار ریخت و پاش و اسرافند . همچنین سیستم کاپیتالیسم باعث انباشت قدرت و ثروت در دستان اقلیتی شده است که تاریخ و جهان را به خواست خود اداره می کنند.

14- ساختن پیشتوانه برای اخلاق و فعل در تمدن مدرن :

با گسست تمدن مدرن از ریشه دینی ، جامعه غرب مدرن دچار عدم وجود فلسفه اخلاقی و عمل فرد در جامعه شده و می تواند باعث از هم گسیختگی ، افزایش جرم و جنایت شود.

جوامع غربی با درک این خلأ سعی در جعل و ایجاد معنویت های جدید در جامعه شده اند، معنویت هایی که مبانی اخلاقی را درجوامع تا حدی ایجاد می کنند اما در ساختاری سکولار قرار دارند و متناسب با نیازهای جامعه های مدرن هستند . نمونه ای از این تلاش ها را می توان در بحث های موفقیت و شادکامی در جوامع مدرن پیدا کرد.

- دلایل گرایش به معنویت های نو ظهور در ایران :

در ادامه باید اشاره کرد که نکات بالا ناظر بر رشد معنویت در سطح جهان بود ، اما در ایران می توان دلایل دیگری برای گرایش به معنویت های نوظهور پیدا کرد که از جمله می توان:

1- اختلاط میان دین و حکومت و ورود روحانیت به عرصه حکومت که باعث شده است در میان آن ها که از حکومت ناراضی هستند گرایشی به سمت ادیان نوظهور ایجاد شود .

2- فرهنگ غرب زدگی : این امر باعث می شود که بعضی از امور غربی بدون آنکه شرایط آن در جامعه وجود داشته باشد و مورد نیاز جامعه ما باشد تنها به دلیل پیروی از تمدن غرب و خودباختگی در مقابل آنها به وجود آید .


3- یکی از علل مهم دیگر به نظر این است که با توجه به این که در جامعه ایران دین نقش بسیارمهمی در سطح فردی و اجتماعی دارد فردی که خود را نمی تواند با دین جامعه ، یکسان کند و آن را نمی پذیرد برای جبران این خلأ رو به عرفان های نوظهور می آورد.

انتهاي خبر //  شبکه خبری کرج  ::::  کد خبر 765

کليد واژه ها :
استان البرز / کرج,معاونت اجتماعي پليس استان تهران,بررسي دلايل رشد عرفانهاي کاذب در جهان و ايران,

 
 
 
 
 
نام و نام خانوادگی:
 
پست الکترونیک:
   
نظر شما:
 

 
کليه حقوق اين سايت متعلق به شبکه خبري کرج مي باشدواستفاده از مطالب باذکر منبع بلامانع است.
هايپر مديا مرکز جامع خدمات رسانه ها / نگارش اطلاع رساني